تجارت محمد صلی الله علیه و آله برای حضرت خدیجه سلام الله علیها

(0 رای‌ها)

روی ابن سید الناس – رحمه الله- فی العیون خبر تجاره سیدنا محمد صلی الله علیه و آله بمال خدیجه بسند رفعه الی نفیسه بنت منیه اخت یعلی بن منیه قال: لما بلغ رسول الله صلی الله علیه و آله خمساً و عشرین سنه، و لیس له بمکۀ اسم الا الامین لما تکاملت فیه من خصال الخیر، قال له ابوطالب: یا ابن اخی، انا رجل لا مال لی، و قد اشتدَّ الزمان علینا، و الحت علینا سنون منکرۀ، و لیس لنا ادۀ و لا تجراۀ، و هذه عیر قومک قد حضر خروجها الی الشام، و خدیجه بنت خویلد تبعث رجالا من قومک فی عیراتها، فیتجرون لها فی مالها، و یصیبون منافع، فلو جئتها فعرضت نفسک علیها، لاسرعت الیک و فضلتک علی غیرک لما یبلغها عنک من طهارتک، و ان کنت لاکره ان تأتی الشام، و اخاف علیک من یهود، و لکن لا نجد من ذلک بداً.

و کانت خدیجه بنت خویلد امراۀ تاجرۀ ذات شرف و مال کثیر و تجارۀ ، و تبعث بها الی الشام فتکون عیرهاکعامۀ عیر قریش، و کانت تستأجر الرجال، و تدفع الیهم المال مضاربۀ، و کانت قریش قوماً تجاراً، و من لم یکن تاجراً من قریش فلیس عندهم بشیء؛ فقال رسول الله صلی الله علیه و آله : «فلعلها ترسل الی فی ذلک»

فقال ابوطالب : انی اخاف انتولی غیرک فتطلب امراً مدبراً.و بلغ خدیجه ما کان من محاوره عمه له ، و قبل ذلک بلغها ما بلغها من صدق حدیثه، و عظم امانته، و کرم اخلاقه، فقالت: ما علمت انه یرید هذا، ثم ارسلت الیه ، فقالت : انه دعانی الی البعثۀ الیک ما بلغنی من صدق حدیثک، و عظم امانتک ، و کرم اخلاقک، و انا اعطیک ضعف ما اعطی رجلاً من قومک.

ففعل رسول الله صلی الله علیه و آله ، و لقی اباطالب، فذکر له ذلک، فقال : ان هذا لرزق ساقه الله الیک.

فخرج مع غلامها میسرۀ حتی قدم الشام، و جعل عمومته یوصون به اهل العیر، حتی قدم الشام. فنزلا فی سوق بصری فی ظل شجرۀ قریباً من صومعۀ راهب یقال له: نسطوراً، فاطلع الراهب الی میسره – و کان یعرفه- فقال: یا میسرۀ، من هذا الذی نزل تحت هذه الشجرۀ؟

فقال میسرۀ: رجل من قریش من اهل الحرم.

فقال له الراهب: ما نزل تحت هذه الشجرۀ الا نبی.

ثم قال له: فی عینیه حمرۀ؟

قال میسرۀ: نعم، لا تفارقه.

قال الراهب: هو هو، و هو آخر الانبیاء و یا لیت انی ادرکه حین یؤمر بالخروج.

فوعی ذلک میسره، ثم حضر رسول الله صلی الله علیه و آله سوق بصری، فباع سلعته التی خرج بها و اشتری، فکان بینه و بین رجل خلاف فی سلعۀ، فقال الرجل: احلف باللات و العزی.

فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: « ما حلفت بهما قط و انی لامر فاعرض عنهما»

فقال الرجل: القول قولک.

ثم قال لمیسره- و خلا به- : یا میسره هذا نبی تجده احبارنا منعوتاً فی کتبهم. فوعی ذک میسره، ثم انصرف اهل العیر جمیعاً.

کان میسرۀ یری رسول الله صلی الله علیه و آله اذا کانت الهاجرۀ(1) یری ملکین یظلانه من الشمس و هو علی بعیره، و کان الله عزوجل قد القی علی رسول الله صلی الله علیه و آله،المحبۀ من میسرۀ، فکان کانه عبد لرسول الله صلی الله علیه و آله ، و باعوا تجارتهم، و ربحوا ضعف ما کانوا یربحون، فلما رجعوا فکانوا بمر الظهران،(2) قال میسرۀ: یا محمد، انطلق الی خدیجۀ فاخبرها بما صنع الله لها علی وجهک فانها تعرف لک ذلک.

فتقدم رسول الله صلی الله علیه و آله حتی دخل مکه فی ساعۀ الظهیرۀ – و خدیجه فی علیۀ لها معها نساء فیهن نفیسۀ بنت منیۀ- فرأت رسول الله صلی الله علیه و آله حین دخل و هو راکب علی بعیره، و ملکان یظلان علیه، فأرته نساءها، فعجبن لذلک، و ذلک علیها رسول الله صلی الله علیه و آله، فخبرها بما رأت، فقال لها میسرۀ: قد رأیت هذا منذ خرجنا من الشام، و اخبرها بقول الراهب نسطورا، و قول الآخر الذی خالفه فی البیع، و ربحت فی تجارتها صعف ما کانت تربح، و اضعفت لرسول الله صلی الله علیه و آله ضعف ما سمّت له....(3)

نفیسه بنت منبّه که خواهر یعلی بنت منبّه بود که نفیسه گفت که: چون رسول خدا صلی الله علیه و علی آله و سلم به بیست و پنج سالگی رسید ابوطالب او راگفت: مرا موالی در دست نیست و روزگار به سدت و افتقار می گذرد و کاروان قوم متوجه شام می گردند و خدیجه جمعی رااز اقوم تو می فرستد، اگر تو خود را بر او عرض کنی هر آینه تو را به مزدوری قبول کند و به شام فرستد.

محاورت ابوطالب و رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم به خدیجه رسید کس پیش رسول فرستاد که تو را دو چندان که مزدوران را از قوم بدهم و با ایشان باشی. گفتند: با ابوطالب: این رزقی است که حق تعالی به تو فرستاد.

رسول خدا صلی الله علیهو آله با غلام خدیجه، میسره نام، عازم شدند. اعمام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قافله را در شان رعایت رسول صلی الله علیه و آله وصیت نمودند می رفتند هر دو تا به بُصرای شام رسیدند، در سایه‌ی درختی نزول کردند. نسطورای راهب گفت که: در زیر این درخت فرو نیامد الا پیغمبری. پس راهب با میسره گفت: در چشم این جوان حمرتی هست یا نه؟

گفت: بلی.

جواب داد که: زنهار از و جدا نشوی که او پیغمبر است و آخر انبیاست، پس متاع بفروختند.(4)

 

-----------------------------------------------------

1- الهاجرۀ: اشتداد الحر.

2- واد قریب من مکه.

3- نساء اهل البیت فی ضوء القرآن و الحدیث: نساء النبی، بنات النبی، سراری النبی، حفیدات النبی، ص 22 تا 24.

4- نساء اهل البیت فی ضوء القرآن و الحدیث: نساء النبی، بنات النبی، سراری النبی، حفیدات النبی، ص 22 تا 24.

بازدید 364 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جستجو در کل مطالب

رسانه های صوتی

نوع رسانه
آموزش سبک مداحی در مدح حضرت خدیجه (مادر زهرا)

آموزش سبک مداحی در م...

جزئیات
توسط مدیر سایت 1 سال قبل
نوع رسانه
آموزش سبک مداحی در مدح حضرت خدیجه (فدایی اسلام/شد مادر زهرا)

آموزش سبک مداحی در م...

جزئیات
توسط مدیر سایت 1 سال قبل
نوع رسانه
دهم رمضان - وفات بانوی بهشتی - حضرت خدیجه سلام الله علیها - منصور ارضی

دهم رمضان - وفات بان...

جزئیات
توسط مدیر سایت 2 سال قبل
نوع رسانه
مدح حضرت خدیجه در ولادت ام الائمه سلام الله علیهما

مدح حضرت خدیجه در ول...

جزئیات
توسط مدیر سایت 2 سال قبل
نوع رسانه
آموزش سبک مداحی در مدح حضرت خدیجه (آتش دل)

آموزش سبک مداحی در م...

جزئیات
توسط مدیر سایت 1 سال قبل
نوع رسانه
شب یازدهم ماه رمضان وفات حضرت خدیجه - سلحشور 94(1)

شب یازدهم ماه رمضان...

جزئیات
توسط مدیر سایت 1 سال قبل