ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

(0 رای‌ها)

ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)(2)
نویسنده : مهدی وزنه
منبع:اختصاصی راسخون

ب- بيعت با پيامبراکرم:

حضرت خديجه (سلام الله عليها)، نه تنها پيشتازترين زن در گرايش به اسلام و ايمان و نماز و پرستش خدا بود، بلكه نخستين بانويي است كه دست بيعت به پيامبر داد، و قهرمانانه پيمان بست كه از حق حيات، حق آزادي، حق برابري و حق دفاع و ساير حقوق طبيعي و انساني پيامبر صلی الله علیه و آله در برابر فشار تاريك انديشي و تعصب انگيزي، با همه‌ی وجود و امكانات خود دفاع كند، و در اين پيمان وفادار ماند و یکدیگر ویژگی‌های معنوي او به شمار رفت.
با دقت در سیرهای حضرت خديجه (كه پاره‌ای از آن‌ها قبلاً اشاره شده)، دليل اين پيشتازي و پيشگامي خديجه (سلام الله عليها) در تمام اين موارد را می‌توان این‌طور بيان كرد؛
1- او از مدت‌ها پيش، با اديان اسماني آشنا شده بود، و در مورد آن‌ها فكر و مطالعه كرده بود، و در پرتو اين شناخت ها كه از بشارت‌های موسي و مسيح در مورد پيامبر اسلام بود، خيلي راحت‌تر آگاه شد و تصميم گرفت.
2- او شاگرد آگاه و پرشور و تلاش عمويش «ورقه» بود، كه از عالمان بزرگ مذهب مسيح بود، و.
مفاهيم و مقررات و معارف مذاهب پيشين را به خديجه ياد داده بود، و در راه زندگي، همواره مشاور خيرخواه و دلسوز بود.
3- راز ديگر پيشتازي او به اسلام و ايمان، شناخت او از محمد صلی الله علیه و آله و شهرت آن حضرت به راستي و درستي و امانت داری و پاكي و پروا و... در سراسر حجاز بود، و از سوي ديگر او محمد صلی الله علیه و آله را برترين انسان‌های روزگار خود می‌دانست و اين او را به هدفش نزدیک‌تر می‌کرد.
4- امتياز ديگر اسلام و ايمان و بيعت او با پيامبر اين بود كه بسيار خالصانه و سرشار از اطمينان قلب و يقين خالص بود. دليل اين بيان گواهي پيامبر به ايمان عميق و استوار و دليل ديگر اين بود كه او ثروت فراوان آبرو و اعتبار بسيار و آسايش و امنيت خود را پاي دين خدا ريخت، و اين همه فداكاري جز در پرتو اخلاص و يقين بالا نيست.
5- امتياز ديگرش اين بود كه اسلام و اسلام گرايي او نه احساسي بود و نه دنباله روانه، نه بر اساس مُد و پيروي از جريان محافظه كار و رايج جامعه و تاريخ بود و نه موسمي و فصلي و زودگذر؛ بلكه بر اساس آگاهي و شناخت و خردمندي و خردورزي و اخلاص و كمال طلبي بود.
بر همين اساس بود كه خديجه (سلام الله عليها) دوشادوش اميرالمؤمنين و همفكر و همرزم و هم انديش با او، اسلام آورد، به پرفرازترين مراحل ايمان اوج گرفت و در پیمانش راه كمال و جمال، پس از علي علیه السلام دست بيعت به پيامبر داد.
در این مورد آورده‌اند كه؛ هنگامي كه علي علیه السلام و خديجه (سلام الله عليها) اسلام آورده‌اند و نمار خواندند، روزي پيامبر صلی الله علیه و آله آن دو را صدا زد و فرمود: «انّ اِلاسلام شُروطاً وَعَهداً وَمواثيق... »؛ (17) «شما براي تقرب به درگاه خدا اسلام آورده‌اید و در برابر برنامه‌ی آسمان تسليم شده‌اید، اين اسلام داراي شروط و عهد و پيمان است حالا اگر در اسلام و ايمان خود استوار هستند بايد با خدا و پيامبرش بيعت كنيد تا به سلامت و رستگاري برسيد.».
سپس علي علیه السلام و خديجه (سلام الله عليها) با خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و دين او، براي فداكاري و ايثار تا پای جان بيعت نمودند.
- در روايت ديگري آمده است كه: پس از اسلام و ايمان و نمازخواندن علي علیه السلام و خديجه (سلام الله عليها) روزي پيامبر گرامي آن دو را صدا زد و گفت:
اين فرشته‌ی وحي است كه نزد من آمده و می‌گوید: اسلام و باور آن داراي شرايط و پیمان‌هایی است، سپس در مورد يكتايي خدا، صفات كمال و جمال او، رسالت پيامبر، فرود وحي و پيام آسماني، ايمان به معاد و جهان پس از مرگ و پاداش و كيفر آن دنيا و ديگر اصول و فروع اسلام، صحبت كرد و از آن دو پرسيد:
آيا به همه ي آنچه براي شما گفتم، گواهي مي دهيد؟
ابتدا امام علي علیه السلام و سپس خديجه (سلام الله عليها) اقرار و اعلام كردند كه باور عميق دارند و سپس: «فَوَضَعَ كَفَّ فِي كِّفِهِ... »(18)
پيامبر صلی الله علیه و آله به فرمان خدا دست مبارك را باز كردند و دست علي علیه السلام را درميان دست خود گذاشتند و فرمود: «علي جان! با من در مورد شرايط و مقررات اسلام بيعت كن كه از من و آرمان من، همان‌گونه دفاع كني كه از خود دفاع كني.».
اميرالمؤمنين غرق در شور و جذبه بود كه با چشماني اشك آلود گفت: «پدر و مادرم فدايت! به خواست خدا، همان گونه كه فرمودي با تو دست بيعت می‌دهم.».
سپس پيامبر صلی الله علیه و آله رو به خديجه (سلام الله عليها) كرد و از او خواست تا دستش را روي دست پيامبر صلی الله علیه و آله قرار دهد و همان طور بيعت كند و او نيز با پيامبر صلی الله علیه و آله بيعت كرد.

ج- همراهي با امام علي (علیه السلام).
 
از ديگر امتيازهاي معنوي حضرت خديجه (سلام الله عليها)، مهر و لطف بي پايانش به علي علیه السلام، توفيق شركت جدي در نگهداري، پرستاري و تربيت آن حضرت، سعادت همراهي و همگرايي و همفكري با او در دفاع از حق و پيامبر صلی الله علیه و آله و سرانجام هم بيعت با علي علیه السلام به عنوان امیر مؤمنان و جانشين راستين پيامبر به اشاره‌ی خود آن حضرت است.
وجود اين ویژگی‌ها و در واقع ولايت مداري اين بانو، از ديگر ویژگی‌های معنوي او بود که زندگي.
و ازدواج آن را معنوی‌تر و ماندگارتر می‌کرد:

1- مربي و مدافع علي علیه السلام در كودكي:
 
از شگفتی‌های روزگار در زندگي پيامبر صلی الله علیه و آله اين بود كه در سال‌های اوليه زندگی‌شان، پدر و مادر خود را از دست دادند به همين خاطر به منزل عمويش جناب «ابوطالب» و همسر وفادارش «فاطمه» دختر «اسد» آمدند و اين زن و مرد نگهداري و مراقبت و تربيت آن كودك نمونه را به عهده گرفتند و در این راه پرافتخار و پرفراز و نشيب از ايثار و فداكاري و محبت و عاطفه كم نگذاشتند، و بالاخره آن كودك در سن حدود بيست و پنج سالگي با خديجه (سلام الله عليها) ازدواج كرد كه در آن زمان‌ها بود كه كودكي در خانه‌ی خدا، از پدر و مادر برگزیده‌ای به نام علي علیه السلام به دنيا آمد، ولادت امام علي علیه السلام هم‌زمان با سال‌های اول زندگي پيامبر صلی الله علیه و آله و خديجه (سلام الله عليها) مصادف بود و خواست خدا بود كه اين بار، اين كودك متولد شده در كانون خانواده‌ای كه برترين كانون كمال و معنويت و فرهنگ و دانش بود بزرگ شود.
چرا كه پيامبر صلی الله علیه و آله با تدبيري حكيمانه پس از مشورت با عموي بزرگوارش ابوطالب و همسر او، كودك ارجمند آن‌ها را به خانه‌ی خود بردند؛ و اداره‌ی زندگي و تغذيه جسمي و فكري و عاطفي و اخلاقي او را به همراه همسر خود، خديجه (سلام الله عليها) به عهده گرفتند.
در این مورد آورده‌اند: «ثُمَّ اِنَّهُ كانَ اَبوطالبٍ وَفاطِمَة بِنْت اَسَدْ رَبَّيا النَّبِيَِ صلی الله علیه و آله وَرَبَيَّ النَّبِيُّ وَ خَديجَةُ لِعَليٍ علیه السلام (19)...»به اين مضمون كه: پس از رحلت جان‌سوز پدر و مادر ارجمند پيامبر در کودکی، جناب ابوطالب و همسرش مراقبت و تربيت او را بعهده گرفتند، پس از گذشت حدوداً دو دهه، دست حکیمانه‌ی تقدير و تربيت و آموزش فرزند آن پدر و مادر را به پيامبر گرامي و همسر او، خديجه (سلام الله عليها) سپرد و علي علیه السلام در زیر سایه‌ی آن دو بزرگوار رشد و نمو، نمود.
و آمده است كه: «وَأخَذَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله عَلِيّاً علیه-السلام وَ هُوَ اِبْنُ سِتُّ سِنينٍ كَسِنِّهِ يَوْمَ أخَذَهُ أبُوطالِبٍ، فَرَبَّتْهُ خَديجَةُ وَالمُصْطَفى إلى أنْ جاءَ الاسلامُ، وَتَرْبِيَتُهُما أحْسَنُ مِنْ تَرْبِيَةِ أبوطالِبٍ وَ فاطِمَةَ بِنْتُ أسِدٍ، فَكانَ مَعَ النَّبِيِّ إلى أنْ مَضى، وَبَقِي عَلِيٌ علیه السلام بَعْدَهُ... »؛ (20) «پیامبر گرامی، علي علیه السلام را در آغازین سال‌های کودکی‌اش كه در ششمين بهار از زندگي بود، با تدبيري حكيمانه از خانه‌ی عمويش ابوطالب و همسر او، به خانه‌ی خود و خديجه (سلام الله عليها) برد، و اين رويداد مهم، درست مانند همان رويدادي بود كه در كودكي خود آن حضرت اتفاق افتاده بود، و جناب ابوطالب و همسرش فاطمه، نگهداري و سرپرستي محمد صلی الله علیه و آله را با بردن آن كودك به خانه‌شان به عهده گرفتند، به اين ترتيب علي علیه السلام در كانون گرم خانه‌ی محمد و خديجه بود تا زماني كه اسلام آمد و شرايط تربيتي و نگهداري پيامبر و خديجه براي علي علیه السلام بهتر از شرايطي بود كه ابوطالب و همسرش براي پيامبر بوجود آورده بودند.».
- و روايت شده كه پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَخْتَرْتُ مَنِ اخْتار اللهُ لي عَليكُم عُلِّتاً» (21).

2- مهر خديجه (سلام الله عليها) نسبت به امام علي (سلام الله علیه) :
 
پس از رفتن علي علیه السلام به خانه ي خديجه و پيامبر، علاوه بر اينكه خديجه (سلام الله عليها) از تعهد انساني خود براي نگهداري و مراقبت و تربيت آن كودك استفاده می‌کرد، ولي مهر آن كودك باعث شد خديجه او را مانند فرزند خود بداند و به صورت وصف ناپذيري مهر و محبت او را به دل خود احساس كرد و مانند مادري، شيفته و شيدا براي آن كودك شد.
آن كودك شب و روز در خانه‌ی خديجه (سلام الله عليها) بود؛ در كنار او زندگي می‌کرد، بازي می‌کرد، به جست و خيز می‌پرداخت و همراه با رشد ظاهري و جسمي، از نظر معنوي و اخلاقي، فكري و عاطفي و منش و روش مترقي كه برگرفته از رهنمون‌ها و الگودهي هاي درخشان پيامبر و خديجه بود، به كمال و شكوفايي می‌رسید.
در مقابل، آن كودك هم به پيامبر و خديجه، دل بسته بود و پدر و مادرش او را فقط در خانه‌ی اين دو مربي آگاه و پر معنویت و دو معلم دلسوز می‌دیدند.
شايد بتوان انگیزه‌های اين مهر و محبت خالصانه را در؛
- زيبايي و جاذبه‌ی وصف ناپذير اين كودك و چگونگي تولد او كه درجاي خود بي نظير و ممتاز بود دانست.
- يا زيبايي معنوي و انساني او كه به تدريج و با گذشت زمان نمایان‌تر می‌شد و موجب بيشتر شدن محبت خديجه (سلام الله عليها) به او می‌شد.
- اينكه خديجه (سلام الله عليها) دلبستگي و مهر و محبت، پيامبر صلی الله علیه و آله را نسبت به آن كودك می‌دید، به همين خاطر بهترين غذا و زيباترين لباس‌ها را براي علي علیه-السلام تهيه می‌کرد و به هنگام خارج شدن او از خانه، هم مراقب آراستگي لباس و سواره‌ی او بود، هم عده‌ای از کارگزاران را براي خدمت.
و مراقبت از آن كودك انتخاب می‌کرد، تا جايي كه برخي از خدمتكاران و نزديكان خديجه (سلام الله عليها) فكر می‌کردند، آن كودك، برادر محمد صلی الله علیه و آله است.
- و شايد به خاطر نقش نجات بخش و بي نظير، امام علي علیه-السلام در زندگي انسان‌ها و پيشرفت دين خدا و ارزش‌های بالايي كه خديجه (سلام الله عليها) در فكر آن‌ها بود.
- و مهم‌ترین دليل اين مهر و محبت، وصف‌هایی كه پيامبر صلی الله علیه و آله از امام علي علیه السلام داشتند. در روايات، پيامبر او را به خاطر پيشگامي در اسلام و پيشتازي در ايمان، به خاطر عدالت طلبي و آزادي خواهي، به خاطر آراستگي وصف ناپذير به ارزش‌های اخلاقي و انساني و به خاطر ویژگی‌ها و امتيازات و برتری‌های بسيارش بر همگان، ستايش می‌کرد، و او را الگوي شایست‌گان و محور حق و مركز عدالت و سمبل آزادگي و آزادمنشي معرفي می‌کند؛ ازجمله نمونه‌ای از درياي روايات كه پيامبر فرمودند: «عَلِيُّ خَيْرَ اُمَّتي، وَاَعْلَمُهُمْ عِلْماً، وَاَفْضَلُهُمْ حِلْماً»؛ (22) «علي علیه السلام بهترين و دانشمندترين و بردبارترين چهره‌ی امت من می‌باشد.».
همچنين يكي از دانشمندان اهل سنت نيز در این مورد آورده: «و عليُّ نَشَأ فِي بَيْتِ خَديجَةٍ وَ هُوَ صَغير، ثُمَّ تَزَوَّجَ بَعْدَها فَظَهَرَ رُجوعُ اَهْل البَيْتِ النَّبَويّ اِلَي خَديجَة دون غَيرِها...»؛ (23) «به اين ترتيب علي علیه السلام از کودکی در خانه‌ی خديجه (سلام الله عليها) بزرگ شد و سپس با دخترش فاطمه (سلام الله عليها) ازدواج كرد، پس روشن می‌شود كه ريشه و اساس خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله از سوي مادر به خديجه (سلام الله عليها) برمي گردند نه به كس ديگري... ».
- محبت خديجه (سلام الله عليها) هر روز بيشتر و بيشتر می‌شد، مخصوصاً وقتي محبت پيامبر صلی الله علیه و آله را به علي علیه-السلام می‌دید از جمله: آن حضرت می‌فرمود: «مَنْ اَحَبَّ عَلِيّا فَقَد اَحَبَّنِي، وَمَنْ اَحَبَّني فَقَدْ اَحَبَّ اللهِ، وَ مَنْ اَبْغََض عَلِيّاً فَقَدْ اَبْغَضَني وَمَنْ َابْغَضَني فَقَدْ اَبْغَضَ اللهِ...»؛ (24) «هان اي مردم! هركس علي علیه السلام را دوست دارد، در حقیقت من را دوست داشته، و هركس من را دوست بدارد، خدا را دوست داشته، و هركسي كه با علي علیه السلام دشمني و عداوت كند، در حقیقت با من دشمني كرده و كسي كه با من دشمني كند، در حقیقت با خدا دشمني كرده است.».
- همچنين می‌فرمودند: «اَشْبَهْتَ خَلْقي وَخُلْقي، وَاَنْتَ مِنْ شَجَرَتِي الَّتي اَنَامِنْها»؛ (25) «علي جان! تو در آفرينش و بينش و منش، مانند من هستي و از همان درخت تناوري هستي كه من از آنم.».
- و می‌فرمودند: «عَلِيٌّ خَيْرُمَنْ اَتْرُكُهُ بَعْديِ»؛ (26) «علي علیه-السلام بهترين چهره‌ای است كه من پس از خود در میان امت برجاي می‌گزارم.» و بسياري فرمايشات ديگر كه مجال نوشتن نيست.
3- اولين بيعت كننده با امام علي علیه السلام:
در روايتي از پيامبر اسلام آمده است كه: «عَلَى الصَّلَوةِ وَ الزَّكَوةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوَلَايَةِ وَ مَا نُودِيَ بِشَيءٍكَما نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ» (27).
اسلام پس از انديشه و باور توحيدگرايانه و بشردوستانه، در میدان عمل به راین اساس و اركان بنيان شده، (كه با توضيحات بيشتر براي درك بهتر مطلب) است؛
1- بر پایه‌ی رابطه‌ی دوستانه و آگاهانه با خدا و توحید گرایی خالص، كه نشان آن، نمازهاي شبانه روزي، پنج‌گانه است.
2- رعايت حقوق انسان‌ها در جلوه‌های گوناگون زندگي كه از مهم‌ترین آن‌ها، شناختن حقوق مالي و اقتصادي محروم‌ترین و بي دفاع‌ترین انسان‌هاست كه نه توان گرفتن حقوق خود را دارند و نه توان دفاع از حقوق خود را دارند كه بايد به سراغ آن‌ها رفت و با انگیزه‌های پاك و خدايي و خالص، حقوق آن‌ها را بپردازيم.
3- شركت در مراسم پر معنویت حج و طواف خانه‌ی خدا با مقررات آن، كه هرسال برپا می‌شود تا انديشمندان و صاحبان قدرت به یاد داشته باشند که جامعه‌ی مطلوب و مورد نظر پیام بر صلی الله علیه و آله، جامعه‌ای است كه برابري، عدالت، آزادي امنيت، حق حيات و ديگر اصول حقوق بشر براي سياه و سفيد، آشنا و بيگانه و توانمند و محروم، يكسان است و هيچ كس حق ندارد حقوق بشر را پايمال كند.
4- روزه و رمضان، تا در هر سال يك ماه همه براي رفتن به ميهماني خدا فكر كنند و خود را براي رفتن به ضيافت خدا با توبه و جبران گذشته و اصلاح خود و روابط اجتماعي و سياسي، خود و جامعه‌ی خود را براي مهماني خدا آماده كنند و كم شدن جرم و جنايت در اين ماه، نشان دهنده‌ی آثار پربركت اين ماه است.
5- و ولايت يعني دوستي علي علیه السلام و فرزندان پاك سرشت و پاك روش آن حضرت، و آنان را به دليل برتري در انديشه و رفتار و منش، الگو و سرمشق و نمونه‌ی زندگي قرار دادن، كه اين واقعيت ولايت است نه چيز يا كس ديگر.
بر همین اساس بود كه خديجه (سلام الله عليها) از همان سال‌های اولیه‌ی دعوت، با شناخت مقام بالاي امام علي علیه السلام با راهنمايي خدا و پيشنهاد پيامبر صلی الله علیه و آله، با امام علي علیه السلام به عنوان جانشين واقعي پيامبر صلی الله علیه و آله بيعت كرد.

نتیجه:
 
با توجه به ویژگی‌های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، می‌توان به این نتیجه رسید که در نظر او میان ایمان و عمل صالح یک پیوند محکمی وجود دارد. یعنی ایمان، در دیدگاه ایشان تنها باور عمیق قلبی بدون ضوابط و عملکرد مشخص نیست. بر همین اساس حضرتش در طول حیات طیبه‌اش همیشه خداوند را در نظر داشتند به مین سبب همیشه ماندگار و جاودانه می‌باشند.

پي‌نوشت‌ها:

17- محمدباقرمجلسي، همان، ج 65، ص 392.
18- همان؛ سيلاوي، همان، ص 339.
19- زين الدين محمد بن علي ابن شهرآشوب، مناقب ال ابي طالب، ج 2، ص 179.
20- همان؛ محمدباقرمجلسي، همان، ج 28، ص 294.
21- زين الدين محمدبن علي ابن شهرآشوب، همان، ج 2، ص 180؛ محمدباقرمجلسي، همان، ج 38، ص 294؛ نورالله شوشتري، ج 17، ص75.
22- حسام الدين هندي، كنزالعمال، ج 6، ص 153.
23- علي ابن ابوالفضل عسقلاني، فتح الباري بشرح البخاري، ج 7، ص 128.
24- ابن عبدالبر، همان، ج 3، ص 1101؛ محمدبن يوسف صالحي شامي، همان، ج 11، ص 293؛ حسن بن شعبه حراني، تحف العقول، ص458.
25- محمدبن يوسف صالحي شامي، همان، ج 11، ص 8؛ علي حسني ميلاني، نفحات الازهار، ج 5، ص 121.
26- علي ابن ابي هيثمي، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 113.
27- محمدبن حسن بن علي بن محمدبن حسين حرعاملي، ج 1، ص 13؛ محمدبن علي بن حسين بن بابويه قمي صدوق، همان، ص 268؛ محمدبن حسن طوسي، همان، ص 124؛ ابوعيسي ترمزي، الشمائل المحمديه و الخصائل المصطفويه، ج 1، ص 286؛ يحيي بن حسن حلي ابن بطريق، العمده، ص 331؛ محمدبن خالدبرقي، المحاسن، ج 1، ص 286؛ محمدبن يعقوب بن اسحاق كليني، همان، ج2، ص18.
 
کتاب‌نامه
طبری، محمد بن جرير، تاريخ طبري، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی تا.
ابن اثير، عزالدین، اسد الغابة، بیروت، انتشارات دارالفکر،1409ه.
ابن جوزي، عبد الرحمن، المنتظم في تاريخ الامم و الملوك، بیروت، انتشارات صادق،1358ه.
ابن شهر آشوب، زين الدين محمدبن علي، مناقب ال ابي طالب، بی جا، انتشارات ذوی القربی، چاپ دوم، بی تا.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع، دار صادر، بیروت،1414 ه. ق.
ابو الفرج، عبدالرحمان بن علي بن محمد، صفوة الصفوة، بیروت، انتشارات دارالمعرفة، چاپ دوم،1399ه.
ابي الحديد، هبة الله، شرح نهج البلاغه، دار النشر، دار الكتب العلمية، بيروت،1418 هـ، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري.
اربلي، علی بن عیسی، کشف الغمة، تبریز، مکتبه ی بنی هاشم،138ش.
امینی، عبدالحسين احمد، الغدير في كتاب والسنة و الادب، بیروت، دارالکتب العربی، چاپ چهارم،1379.
الانصاری، محمد حياة، المثاني، بی جا، بی نا، بی تا.
بحرانی، سید هاشم، البرهان في تفسيرالقرآن، تهران، انتشارات موسسه بنیاد بعثت،1416ه.
برقی، محمدبن خالد، المحاسن، قم، انتشارات دارالکتب الاسلامیة،1371.
البصري الزهري، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار النشر دار صادر بی تا.
ترمزي، الشمائل المحمديه و الخصائل المصطفويه، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیة،1412ه.
حرعاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه ال البیت،1308ه.
الحسون، محمد، اعلام النساء المؤمنات، بی جا، انتشارات اسوه،1411ه.
حسینی میلانی، علی، نفحات الازهار، قم، انتشارات مهر،1414ه.
حلي، علی بن یوسف، العدد القويه، قم، انتشارات سید الشهداء،1408ه.
حلی، علي بن يوسف، شرح منهاج الكرامه في معرفة الامام، بی جا، بی تا.
حلی، يحيي بن حسن ابن بطريق، العمده، قم، انتشارات جامعه مدرسین،1407ه .
ذهبی، شمس الدین محمد، تاریخ الاسلام، دار النشر، دار الكتاب العربي، لبنان، بيروت،1407 هـ، چاپ اول.
راوندي، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی،1409ه .
سيلاوي، الانوار الساطعة، چابخانه علمیه،1421ه.
سیوطی، جلال الدين، تفسيردرالمنثور، قم، انتشارات کتابخانه ایت الله مرعشی نجفی،1402ه.
شرف الدین، عبدالحسين، النص و الاجتهاد، بی جا، انتشارات سید الشهداء،1404ه.
شعبه حرانی، حسن، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،1405ه.
شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، مكتبه آيت الله المرعشى، قم،1409 ه ق، چاپ:اول.
شیبانی، محمد بن عبد الکریم، الکامل فی التاریخ، دار النشر، دار الكتب العلمية، بيروت،1415 هـ، الطبعة : ط 2، تحقيق : عبد الله القاضي.
صالحي شامي، یوسف، سبل الهدي و الرشاد في سيرة خيرالعباد، بیروت، دارالکتب العلمیة،1414ه .
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوري باعلام الهدي، تهران، نشر اسلامیه، چاپ سوم،1390ه.
طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم،1372 ه.ش.
طوسي، محمد بن حسن، امالي طوسي، قم، انتشارات دارالثقافیة،1414ه.
عبد البر، عبد الله بن محمد، الاستیعاب، دار النشر، دار الجيل، بيروت،1412، الطبعة : الأولى، تحقيق : علي محمد البجاوي.
عبده يماني، محمد، الانوار في مولدالنبي، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیة،1418ه.
العسقلاني الشافعي، علي بن حجر أبو الفضل، فتح الباری، دار النشر، دار المعرفة، بيروت، تحقيق : محب الدين الخطيب.
عسقلاني، ابن حجر، الأصابه، بیروت، دارالکتب العلمیة،1415ه.
فيض كاشاني، محسن، تفسير صافي، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم،1415ه.
قمي مشهدي، محمد رضا، کنز الدقائق، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ اسلامی،1368ش.
کراجکی، ابو الفتح، کنز الفوائد، انتشارات دار الذخائر، قم، چاپ : اول، 1410 هجرى.
کلینی، محمد، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم،1365 ه.ش.
كثير قرشي، اسما عیل بن عمر، البدایة والنهایة، دار النشر: مكتبة المعارف - بيروت.
مؤسسه ال البيت، مجله ي تراثنا.
مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفا،1404ه
مفید، محمدبن نعمان، الافصاح في امامة اميرالمؤمنين، قم، الموتمر العالمي للشيخ المفيد، چاپ:اول،1413 ق‏.
مقريزي، احمد بن علی، امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیة،1420ه.
مکارم شیرازی، ناصر، الأمثل في تفسيركتاب الله منزل، قم، انتشارات امام علی بن ابی طالب،1420ه.
هندی، متقی بن حسام الدین، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، دار النشر، دار الكتب العلمية، بيروت، 1419 هـ-1998 م، چاپ اول، تحقيق : محمود عمر الدمياطي.
هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، دار النشر، دار الريان للتراث، ‏دار الكتاب العربي، القاهرة، بيروت، 1407.


خواندن 235 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جستجو در کل مطالب